نقره طلایی

اردو

یادگار هزاران خاطره ی خوب و زیبا

یادگار دوستی ها

یادگار دوستی هایی که می خواهیم پایدار باشند. یادگار اصفهان و قم و فشمی که من نرفتم و واقعا حسرت می خورم.

یادگار نماز خانه ها،شب بیداری ها،صبح بلند شدنا،یادگار معلما،یادگار همه چیز

کاشان در پیش رو

اردو...

نوشته شده در ۱۳۸۸/۸/۱۸ساعت ٢:٥٩ ‎ب.ظ توسط عقاب های طلایی نظرات () |

وای چه قدر خوش گذشت. حیف که خیلی ها نیومدن از دستشون در رفت. آنقدر خوش گذشت که توصیفش در یک صفحه شاید دو صفحه شاید هم 3 صفحه نه صد ها صفحه هم نگنجد. اون آبپاشی و اتاق کوچیک و جمع و جورمون و رفیق های باحال و از همه مهم تر معلم های واقعا بی نظیر که هر چه از آن ها بگم کم است به ما در هر لحظه از اردو خاطرا ها و پند و اندرز هایی می دادند که خیلی به ان ها محتاجیم. بگذریم ولی اصلا امکان نداره یادم بره صبح دل انگیز و شب تاریک و ظهر خنک. راستی سوسیس کباب کردنمون رو که نگو اصلا بگم خوشمزه ترین سوسیس عمرم بود یادش بخیر. تکرار مسافران هم که از همه چی جالب تر بود در کنار معلم ها و اتاق کناریمان به تماشای آن پرداختیم.

معلم ها از همه ی همه یتان و مخصوصا اقایان جهانگیر و موسوی که خیلی خیلی به ان ها زحمت دادیم متشکریم(بازم می گم خیلی خیلی)

نوشته شده در ۱۳۸۸/٥/۳٠ساعت ۱:٥٩ ‎ب.ظ توسط عقاب های طلایی نظرات () |


Design By : Night Skin