نقره طلایی
دیروز زمانی که با معلم های واقعا خوبمان به بازدید نمایشگاه قرآن رفتیم هیچ فکر نمی کردیم که این اردو به یکی از پر خاطره ترین اردو های عمرمان تبدیل می شود. با این که تنها ۴ ساعت بود. وقتی ساعت ٣ به مدرسه رسیدم بعضیا با کیف لوازم مارمنطقی و بعضی ها هم با کوله پشتی خالی امده بودند. معلم های زحمت کشمان هم آمده بودند تا باز اردویی در کنار هم داشته باشیم. وقتی از کنار قرفه های مختلف می گذشتیم یاد نمایشگاه دستاورد های دانش آموزیمان می افتادم که چه قدر زحمت کشیده بودم. برخی از دوستانم بودند اما حیف که یکی از ان ها در سفر بود و پیش ما نبود. می دانم که هیچ معلمی وبلاگ ما را نمی خواند و بخاطر همین می گویم که واقعا از آن ها متشکرم (واقعا واقعا) به امید اردو هایی دیگر از نوع همین اردو ها
| Design By : Night Skin |

